|
سلام به همه ی بروبچه های عزیز و دوست داشتنی ایرانی سورة القدر به نام خداوند بخشنده مهربان ما آن ( قرآن) را در شب قدر نازل کردیم! (1) و تو چه مىدانى شب قدر چیست؟! (2) شب قدر بهتر از هزار ماه است! (3) فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدیر) هر کارى نازل مىشوند. (4) شبى است سرشار از سلامت (و برکت و رحمت) تا طلوع سپیده! (5) بی مقدمه میرم سر اصل مطلب بچه که بودیم و ماه رمضون میامد کیفمون این بود که روزه ی کله گنجشکی بگیریم .... ذوقی میکردیم وقتی که موقع ظهر روزه مون رو باز میکردیم و مادرمون بهمون تبریک میگفت و ما رو تشویق میکرد البته الان روی سخنم با پسراست و دخترا هم تا سن خاصی یعنی 8 سالگی که تو این وبلاگ نیستن دیگه همه جوونیم میگفتم .... ذوقی میکردیم اون موقع ها ... بعد یه شبایی میرسید که بابا پیرهن مشکی تن میکرد و با هم میرفتیم مسجد اونجا هم شروع میکردن به دعا خوندن ما هم که از این دعا ها چیزی سرمون نمیشد یا میرفتیم بازی میکردیم یا کنار پدرمون خوابمون می برد .... بعد پدرمون یه کتاب قرآن میداد دستمون میگفت بزار بالای سرت و هرچی از خدا میخوای بگو .... ماهم قرآن رو میزاشتیم بالای سرمون و شروع میکردیم من شکلات میخوام توپ فوتبال میخوام یا بزرگ بشم مهندس شم و اینا .... .... یا بعضی وقتا به بابا میگفتیم بریم دیگه من خوابم میاد یا همون جا زیر قرآن خوابمون میبرد .... وقتی یه ذره بزرگ تر شدیم و تو هیات ها شرکت کردیم و تازه میفهمیدیم جضرت علی کی بود چرا سیاه میپوشن شب شهادت و چرا اون 3 شب رو میرن مسجد خوب مسلما دیرتر میخوابیدیم موقع شبای احیا چون اسم شبا رو هم یاد گرفته بودیم دیگه .... آمدیم دبیرستان و تو سال اول شعر شهریار رو در مورد حضرت علی خوندیم که بابا این همه مردم میگن علی علی بگو یا علی بابا حضرت علی کی بود چرا این همه عالم و آدم مخلصانه برای حضرت علی گریه میکنن چی شد چی بود از کی بود چرا تا حالا هم هست چرا تموم نشده مثل همه ی قصه ها که یه روز تموم میشه .... نشستیم و فهمیدیم حضرت علی یعنی چی و وقتی یکی از ته دل میگه یا علی اونم با عشق و شور چه حال با صفایی داره ... ولی هنوز موقع دعا خوندنا خوابمون میگرفت ... یا به زور چشا رو باز نگه میداشتیم .... آمدیم سال دوم و شروع کردیم به دعا خوندن و رسیدیم به این که شب قدر چیه ؟ مگه نه اینکه تو این شب قرآن بر پیغمبر نازل شده پس اهمیتش چیه و چرا انقدر برای ما شیعیان این شب مهم و حیاتیه ؟؟؟ گذشته ها رو بی خیال اینا رو گفتم یا یکی زودتر یا دیرتر بالاخره متوجه شدن و گرفتن ماجرا و قصه از چه قراره اما امشب یعنی اولین شب قدر .... هنوزم وقتی میری احیا خوابت میگیره و میخوای بری بازی کنی ؟ هنوزم از خدا وقتی قرآن بالای سر گرفتی شکلات و توپ فوتبال میخوای ؟ اولین شب از این 3 شب عزیز که قراره سرنوشت یک ساله ی ما رو توش رقم بزنن گذشت بیا با خودت فکر کن تو این شب چه کردی ؟ یه خورده با خودت فکر کن ببین در حق خودت نامردی کردی یا حق مطلب رو ادا کردی ؟ عمر آدم ها داره مثل برق و باد میگذره و ما ها نشستیم داریم تماشاش میکنیم ... پس کی باید یه حرکتی چیزی انجام بدیم ؟ تا کی ساکن بشینیم تا وقت ما هم تموم بشه و ببرنمون زیر یه وجب خاک خشک و خالی ؟ یا نه .... چیزای خوب از خدا خواستی ... سلامتی خواستی برای پدر و مادر و خودت .... از همه مهمتر تو این شب خواستی از خدا که خدایا من رو آدم کن همین ...الان نزدیک سحره دقیقا هزار و چهار صد و اندی سال پیش حضرت علی رو تو این موقع ضربت زدن ... ببین چه قدر حضرت علی رو شناختی ؟ میتونی راهش رو بری ؟ اصلا از خدا خواستی راه همون حضرت علی رو بری یا نه هنوز داری بی راهه میری ؟ خیلی حرف زدم میدونم ولی به خدا خیلی زود میگذره .... اولا گفتیم ای بابا این ماه رمضون رو چه طور بگذرونیم اونم تو تابستون ؟ روز بیستم رسید و فقط 10 روز مونده .... می بینین چه قدر زود گذشت ؟ از این 3 شب عزیز هم یه شبش گذشت .... فقط دو شب دیگه مونده ... بیاین به حق همین شب عزیز که گذشت و به حق اون شبای عزیزی که تو راهه دعا کنیم که خدا سرنوشتمون رو جوری تغییر بده که خودش دوست داره نه اون طور که هست .... دعا کنیم خدا دوست داشتن هامون رو عوض کنه جوری که خدا هم چیزایی که دوست داریم رو دوست داشته باشه .... تو این شبا خدا منتظره .... که همیشه هست و ناظره و فقط منتظر یه اشاره است از طرف شما ... بقیه اش با خداست و تا آخر راه هواتونو داره ... خدا مهربون تر از هر مهربونی و با مرام تر از هر با مرامی هست که نمیتونین تصورش رو بکنین ... پس میشه بهش اطمینان کرد ...فقط باید یه خورده از این دنیا دست بکشین و به سمتش برین ... بی جواب بر نمیگردین و دست خالی .... فقط 2 شب مونده از این شبای عزیز و 10 شب دیگه از این ماه مبارک ... سعی کنین جوری ازش استفاده کنین که فردا حسرتش رو نخورین ... مثل همیشه یه یاعلی یه یا ابولفضل اگه یا علی رو از ته دل بگی هیچ سنگی سنگین و هیچ راهی غیر هموار و هیچ مقصد و هدفی سنگین و دست نیافتنی نیست در خود نگاه می کنم که ببینم خطا کجاست بعد از کمی تامل و قدری سکوت...... پی می برم آنجا که خالی ازخداست خطاست حق نگهدارتون و دست آخر از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها کسانی با خود چتر می برند که به کار خود ایمان دارند التماس دعا یا حق دوباره سلام و عرض ارادت خدمت بروبچه های گل تا حالا نشده بود برای یه پست که زدم مطلب جدید بزارم ولی دیدم این چند تا شعر فقط به درد همین پست میخوره ما عشق تو نادیده خریدیم علی یار ما پرده ی پندار دریدیم علی یار ما عشق تو نادیده خریدیم علی یار اندر همه جا نقش تو دیدیم علی یار دیدیم عیان در همه جا نقش جمالت....مولا دیدیم عیان در همه جا نقش جمالت....مولا دیدیم عیان در همه جا نقش جمالت تابید به دل پرتو انوار جلالت گشتیم همه عاشق و شیدای وصالت آسوده نخفتیم شبی را ز خیالت چون باد به کوی تو وزیدیم علی یار چون باد به کوی تو وزیدیم علی یار ما عشق تو نادیده خریدیم علی یار اندر همه جا نقش تو دیدیم علی یار توی نجف یه خونه بود، که دیوارش کاهگلی بود، اسم صاحاب اون خونه، مولای مردا علی بود، نصفه شبها بلند میشد، یه کیسه داشت که برمیداشت، خرما و نون و خوردنی، هرچی که داشت تو اون میذاشت. راهی کوچه ها میشد، تا یتیمهارو سیر کنه، تا سفره خالیشونو، پر از نون و پنیرکنه، شب تا سحر پرسه میزد، پس کوچه های کوفه رو، تا پر بارون بکنه،باغهای بیشکوفه رو. عبادت علی مگه، میتونه غیر از این باشه، باید مثل علی باشه، هر کی که اهل دین باشه، بعد علی کی میتونه، محرم راز من باشه ، درد دلم روگوش کنه، تا چاره ساز من باشه. چشماتو واکن آقاجون بالهای خستمو ببین منو نگاه کن آقاجون دل شکستمو ببین. گوش کن این مدح ذات حیدر گردون بقا گر تو هستی اهل معنا اهل علم و هوشیار دم زنم از راه باطن بی ریا و مستعار بنگر از دل تا ببینی روی ماهش آشکار نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار یا علی دریاب این عاثی و رسوای جهان یا علی رحمی نما بر این اسیر ناتوان یا علی ساقی شو و جامی بده از خمر جان یا علی لطفی نما بر این سیه رو این زمان تا ز رنج و مهنت ایام باشم پایدار خوب اینم از این ، شاد باشین و خوش و سلامت و در پناه خداومند بزرگ و مهربان در آخر اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید دست حق نگهدارتون یا علی
|