|
با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز وبلاگ ، با یه تاخیر طولانی مدت به علت قعطی سرور پارسی باکس باز دوباره در خدمتتون هستم ، سعی میکنم در ایام عید با آپ های شاد در خدمتتون باشم ولی قبل از سال نو باید یادمون باشه در حالی که ما همه از نعمت زندگی شاد برخورداریم کسایی هستن که پایین شعر به نون شب هم محتاج هستن ، خوب دوتا شعر براتون میزارم که امیدوارم این تاخیر ها رو به بزرگی خودتون ببخشید خوب سخن رو کوتاه میکنم و میرسم به آپ امروز غزل اول ، غزل فروش گدا فقیر طفل گرسنه به روی دوش گداست غزل ز طعم زمانه ، گدای گوش گداست ز برج های بلند ، نای مهربانی نیست که این سیاهی شوم ، آهی از خروش گداست حریر می بافند ، مردمان ز ابریشم یه تکه جامه ی کهنه ، حریر پوش گداست به جام های دورنگی ، هزار ساقی کفر چو آب جوی خیابان ، مزاق نوش گداست برای مردم برج ، پول و جاه دغدغه است و نان برای گرسنه ، هراس و جوش گداست صدای آتش و دود ، ساز کوک گوش فقیر به صبح رنگ و دورنگی ، اذان سروش گداست نخوانده عارض از قصه های برای گدا بر این زمین خدا ، او ، غزل فروش گداست خوب این از شعر اول و اینم شعر دوم با نام خفته در مرگ خانه ی ابری دل از غم هجران تو مرد بید مجنون بیابانی و لرزان تو مرد سرو خوش قامت ما سر به زمین دارد باز می شکستند ، شکستیم ، غزل خوان تو مرد خشک میگشت مرا خنده ز سیمای غروب دل دریایی ما ، مونس خندان تو مرد خاک هم قصه ما را به بیابان بخشید و در این وسعت او ، دیده ی گریان تو مرد دل اسیر است ، قفس را بگشاید به نور گرچه دیر است که دل در پس زندان تو مرد باز کن پنجره ای رو به تماشای غروب غصه های دل ما پیش شبستان تو مرد عارض این قصه سراسر نشیدیم ، نگو خانه ی ابری دل از غم هجران تو مرد خوب امیدوارم که دیر کرد من رو بخشیده باشین و در آخر بدانید امروز اولین روز بقیه عمر شماست در پناه خدا باشید زیر سایه مولا علی یاحق
|