[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

سیب زمینی ها
سیب زمینی ها عاشق می شوند
شعر و دیگر هیچ

خب با عرض سلام خدمت همه ی دوستان عزیز ، امروز فقط با یه شعر خدمتتون هستم امیدوارم خوشتون بیاد

خوب اینم شعر با نام ماه خاموش

 

گفتی که بخند ای مه خاموش ، گفتم که مرا ماه نخوانید

من عاقبت پرده ی دردم ، جز غصه در این راه نخوانید

گفتی که بیا زمزمه ای ساز ، تا غصه ز دل ها برهانی

آه از بر یک ناله نیاید ، دل را بر این آه نخوانید

گقتی که به خط نامه نویسم ، تا چاره ی این زخم بیاید

گفتم که فراوانی درد است ، از مرحم جانکاه نخوانید

گفتند بیا قصه به ما گو ، ما مردم شب قصه نویسیم

گفتم که در این دار سیاهی ، از مردم آگاه نخوانید

کفتی که بیا درد فراموش ، تا در حرم یار نشینیم

گفتم که مرا خانه خراب است ، از حیله ی روباه نخوانید

گفتی که تویی شاعر شبگرد ، مجنون بیابانی و نامی

گفتم که منم بی کس و تنها ، ما را بر این جاه نخوانید

گقتم که منم عارض قصه ، یک قصه که جز غصه ندارد

گفتی که بخند ای مه خاموش ، گفتم که مرا ماه نخوانید

 

خوب در آخر بداین امروز اولین روز بقیه عمر شماست

در پناه خدا باشید

زیر سایه مولا علی

یاحق


نوشته شده توسط سید ایمان دوستی موسوی | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


والنتاین یا سپندارمذگان ؟

با سلام خدمت همه دوستان عزیز ، بابت دیرکرد این چند روزه واقعا شرمنده ، هم من هم ساناز عزیز درگیر کار بودیم و نشد که وبلاگ رو آپ کنین ، با توجه به نزدیک شدن به ایام جشن ولنتاین گفتم یه مطلبی رو براتون بزارم که بیشتر به هویت ایرانی خودتون افتخار کنین ، از این به بعد سعی میکنم زودتر وبلاگ رو آپ کنم ....

 

عبارت "ضربه فرهنگی" را چنین تعریف کرده اند: " تغییراتی در فرهنگ که موجب به وجود آمدن گیجی ، سردرگمی و هیجان می شود."

این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر  می دانند . سفره هفت سین  نمی چینند، اما در آراستن درخت کریسمس اهتمام می ورزند! جشن شب یلدا که به بهانه بلند شدن روز، برای شکرگزاری از برکات و نعمات خداوندی برگزار می شده است  را نمی شناسند ، اما همراه وهمزمان با بیگانگان روز شکرگزاری  برپا می کنند ! همه چیز را در مورد  Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی نام "سپندارمد گان" به گوششان نخورده است.

چند سالی ست حوالی26 بهمن ماه (14 فوریه) که می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس کادوئی لوکس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine به گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای که در مورد  والنتاین  سوال کنی می داند که "در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند.کلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت.اما کشیشی  به نام  والنتیوس ( والنتاین )، مخفیانه عقد  سربازان رومی را با  دختران محبوبشان  جاری می کرد . کلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد که والنتیوس را به زندان بیندازند. والنتیوس در زندان عاشق دختر زندانبان می شود !!!! سرانجام کشیش  به جرم  جاری کردن  عقد عشاق ، با قلبی عاشق اعدام می شود... بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!

این داستان پرسش بر انگیز است و مهم ترین پرسش این است که دختر زندانبان در زندان چه می کرده است که والنتیوس او را در زندان دیده و عاشقش شده است ؟؟؟؟ آیا چنین رویدادی سزاواری تبدیل شدن به یک حماسه ی تاریخی را دارد ؟ آیا  زندگانی یک  کشیش می تواند سمبلی  برای عشق باشد ؟ آن هم برای ما ایرانیان !!!  در حالی که پیش از به  دنیا آمدن  آقای والنتیوس ما در سرزمینمان از صد ها سال پیش  روزی را به نام روز  عشق داشته ایم  و البته سمبل  عشق نیز  نزد ما به طور مسلم یک انسان عادی نبوده است .

در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند  و علاوه بر اینکه ماه ها  اسم داشتند ، هریک از روزهای  ماه  نیز   یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است  ، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و  فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندارمد" بوده است. سپندارمد لقب ملی زمین است. زمین نماد عشق است  چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمد گان (29 بهمن ) را بعنوان نماد عشق می پنداشتند نه سربه نیست شدن یک کشیش عاشق را!!!!!

سپندارمد جشن  زمین  و گرامی داشت عشق است. در این روز زنان  به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند. ایران سرزمینی است که با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است،ایرانیان به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانداند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است.

 کمتر کسی است که  بداند در ایران باستان ، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد ، که از بیست قرن  پیش از میلاد ، روزی موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! و این خود گواه این  ادعا است که بیگانگان  همیشه  سعی داشته اند رویداد های تاریخی شان را حتی شده با تحریف به گونه ای بیان کنند که با گاهشماری ایرانیان مطابقت داشته باشد . همانند کریسمس که در واقع شب چله ( یلدا) ی ما ایرانیان است ....

حال این حقیقت آشکار تاسف برانگیز است ؛ بیگانگانی  که زمانی  همه ی  هم و غمشان  این بود  که  مناسبت ها و  بزرگداشت هایشان از نظر تاریخی با جشن ها و  بزرگداشت های ما  ایرانیان  تلاقی  داشته  باشد و برای این  منظور حتی دست  به  تحریف پیشینه ی خودشان  هم می زدند  ببینید  چگونه  الگوی ما قرار گرفته اند ....؟ چرا ؟  چون گویی  ما فراموش کرده ایم که از نظر فرهنگی یک سر و گردن از دیگر ملت ها بالا تریم . فرهنگ ما ایرانیان مقوله ای چون تکنولوژی نیست که نیازمند به پیشرفت و تاثیرپذیری داشته باشد چرا که فرهنگ ما از آغاز غنی و کامل بوده است , آن را به یاد آوریم .

 با مرعوب شدن در برابر فرهنگ وآداب و رسوم دیگران، بی اینکه ریشه در خاک، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست که دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش کرده اند ! برای اینکه ملتی  در تفکر عقیم  شود ، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. چرا ما خودمان این ضربه را به خود می زنیم ؟ فرهنگ مهم ترین عامل در حیات ، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است و ریشه ی تاریخ ما ایرانیان تمدن و بالندگی بی نظیری است که هیچ سرزمینی مانند آن را ندارد , پس چرا ما خودمان مانند بی هویت ها رفتار می کنیم ؟ بیگانگان از فرهنگ نیاکان ما آموختند و با تحریف و دست کاری در پی آفرینش فرهنگی, مشابه بر آمدند  اما تنها موفق به  ساختن  کاریکاتوری  فرهنگی  از آنچه در سرزمین ما بود شدند , حال ما داریم از این کاریکاتور تقلید می کنیم !!!!! 

ما ایرانیان فراموش کرده ایم که زمانی سر مشق و سر لوحه ی فرهنگی تمام جوامع بودیم. پیش از آنکه آنها بدانند تمدن به چه معناست این ما بودیم که تقویم سرزمینمان سرشار از جشن و بزرگداشت بوده است آن هم با سمبل هایی همیشه جاودان .

دریافتن این نکته که ما محور فرهنگی جهان هستیم وعادات و رسوم و ارزش های فرهنگیمان برتر از بیگانگان است کارمشکلی نیست. کافی است کمی کاوش کنیم و خود واقعی مان را دریابیم و دست از خود باختگی فرهنگی برداریم .

در خودباختگی هیچ نقطه ی تکاملی وجود ندارد . به جای سالروز درگذشت والنتیوس - که معلوم نیست روز اعدامش 26 بهمن بوده یا نه - بیا یید سپندارمدگان ( 29 بهمن ) روز عشق را گرامی بداریم .

منبع : http://www.ariarman.com

 

خوب اینم از مطلب امروز و در آخر بدانید امروز اولین روز بقیه عمر شماست

در پناه خدا باشید

زیر سایه مولا علی

یا حق


نوشته شده توسط سید ایمان دوستی موسوی | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


با نام دوست

با سلام خدمت دوستان عزیز ، به علت مشغله زیاد وقت نشد تو این مدت وبلاگ رو آپ کنم و خوب امروز با دوتا مطلب در خدمتتون هستم ، امیدوارم لذت ببرید ، همچنین با نظرات خودتون ما رو در هرچه بهتر شدن این وبلاگ همراهی کنید ، دوستانی که از مرورگر اوپرا استفاده میکنن بهتر میتونن صفحه ی نظرات وبلاگ رو باز کنن ، متاسفانه هنوز هم مرورگر اکسپلور با کندی و سرعت کم این صفحه رو باز میکنه ، خوب سخن رو کوتاه میکنم و به مطالب میپردازم .....

 

مناجات

 

با نام دوست

 

بوسه برخاک کبریائی حضرت دوست، کو هر آنچه دارائیم از رحمت و آنچه نادار، از حکمت اوست. زان روز که از گرد بارگاه و آب جنتش خواند، تا آن روز که بر کوتاهی مخلوق از طوف حریمش راند و باز اندر پی آن، از در کرامتش جانشین خویشش خواند و بر این جایگاهمان نشاند، نیک آگاه بود که نه لیاقت سود جستن و شکرش بر چهارپاره­ی جسمانی و نه توان ادراکش بر عقل فرومایه­ی عام مخلوق خواهد بود.

بار پروردگارا!

امروز که از وجود، وحشتی و بر عدم، فرصتی بیش نیست، بر پایبوسی حضرتش رخصتی ده که چنگال ذلت را امتداد، بر گلوگاه عزت بستن، سخت نزدیک است.

بر داده و نداده­ات شکر و از فرومایگی­مان عذر!

 

خوب و اینم شعر از خودم به نام خالی از سخن

 

من خالی از سخنم چون که این سخن زیباست

ز آهو برآمده است چون ختن زیباست

هوای وطن داری ای همیشه در رویا

بیا به رسم وطن چون که این وطن زیباست

هوای شور بهاری در این نسیم سپید

بیا به شوق قدم چون در این چمن زیباست

مرا به شوق تو آمد دلیلی از گفتن

ز دل برامدی و حرف دل زدن زیباست

هر آنچه در تن خسته بود ملال آور

به شوق تو مست تماشا و حرف من زیباست

تویی بهانه اشکی که می شود جاری

مثال روح سپیدی که در بدن زیباست

در آرزوی نگاهی که می رود به خیال

در این سیاهی شوم خود ز خود شدن زیباست

نگو که عارض از این راه باز خواهد گشت

که خالی از سخنم چون که این سخن زیباست

 

و در پایان بدانید امروز اولین روز بقیه ی عمر شماست

در پناه خدا باشید

زیر سایه ی مولا علی

یا حق

 


نوشته شده توسط سید ایمان دوستی موسوی | نظرات [3] | لینک به این مطلب |


لیست صفحات :: 1

منوی اصلی


پیوند ها


آرشیو


بخش ها


نویسندگان


آمار

بازدید امروز : 118
بازدید دیروز : 34 ‍
بازدید این ماه : 2187
بازدید امسال : 8619
بازدید کل : 14854
تعداد پست ها : 86
تعداد لینک های لینکستان : 10
تعداد نظر سنجی های وبلاگ : 1