|
سلام خدمت همه ی دوستان عزیز ، خیلی دوست داشتم برای غدیر مطلب برازم ولی انقدر درگیر مهمون داری بودیم که متاسفانه نشد ولی خوب با یه تاخیر براتون یه مطلب طنز میزارم و یه سخنرانی و چند تا جمله و شعر زیبا و کوتاه و امیدوارم که خوشتون بیاد ، سخن رو کوتاه میکنم و به مطالب امروز می رسیم ... لابد برای شما هم پیش آمده است که به دوستی زنگ بزنید و از آن طرف سیم پیامگیر یا پاسخگوی اتوماتیک یک قطعه موسیقی بنوازد یا شعری زمزمه کند امروز یه چند تا دوبیتی از شعرای معروف که برای پیغامگیر خودشون انتخاب کرده بودن رو براتون میزارم شرمنده از آنم که نباشم به سرایم تا با تو سلامی و علیکی بنمایم گر لطف کنی نمره و پیغام گذاری پاسخ دهم ای دوست به محضی که بیایم در منزل حافظ رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم نخور بشنوی پاسخ ز حافظ گرکه بگذاری پیام آن زمان کو بازگردد خانه خود غم مخور در منزل سعدی از آوای دل انگیز تو مستم نباشم خانه و شرمنده هستم به پیغام تو خواهم گفت پاسخ فلک گر فرستی دادی به دستم در منزل خیام این چرخ فلک عمر مرا داد به باد ممنون توام که کرده ای از ما یاد رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش آیم چو به خانه پاسخت خواهد داد در منزل فردوسی نمیباشم امروز اندر سرای که رسم ادب را بیارم به جای به پیغامت ای دوست گویم جواب چو فردا برآید بلند آفتاب در منزل مولانا بهر سماغ از خانه ام ، رفتم برون رقصان شوم شوری بر انگیزم به پا ، خندان شوم شادان شوم برگو به من پیغام خود ، هم نمره و هم نام خود فردا تو را پاسخ دهم ، جان تو را قربان شوم خوب این از قسمت اول طنز اموز که براتون گذاشتم و حالا میرسیم به سخنرانی همه چی نور داره ، بعضی هاش دیدنی هستن ، بعضی هاش هم برای دیدن چشم دل میخواد ، میگن که عاشقی رو میشه از نگاه فهمید ، جون نور عاشقی انقدر تو قلب آدم زیاده ، که چشم آدم رو هم نورانی میکنه ، مثل نگاه یه بچه ی کوچک که به یه هدیه ی تولد نگاه میکنه ، برقی رو تو چشماش میبینی که هیچ وقت مثالش نیست ..... عاشقی هم یه هدیه است ، از طرف خدا ، میگن ببینینن خدا چه قدر زیبا است که این همه زیبایی رو خلق کرده ، خیلی هاش دیدنی نیست ، خیلی هاش رو میشه حس کرد ، نور عاشقی چشم آدم رو به دریچه های مختلف باز میکنه ، آدم رو از مرز خودبینی و تکبر جدا میکنه ، آدم رو از مرز خاطره ها رد میکنه به تجلی خیال و پرواز شبانگاهی در رویای سبز باهم بودن میبره ، نور به آدم روشنی و صداقت میده ، راهنمایی میکنه ، این دنیا دنیای نور های الکیه ، نور های ساختگی ، نور هایی که به وجود آمدن تا اون نور زیبا رو پشت چهره ی خودشون گم کنن ، واسه همینه که چشم مردم انقدر به این نور های ساختگی عادت کرده ، که نمیتونه فرقی بزاره بین نور واقعی و نور ساختگی .... عاشقی ابتدای راهه !!!!! زندگی تجلی گاه نوره !!!!! و روشنی خطرگاه و سختی های زندگی ، اگه سعی کنی اون نور رو گم نکنی ، اون نور الهی رو ، هیچ وقت نه تنها میشی ، نه بی عشق میمونی ، نه رسوای این مردم دورنگ میشی . خوب اینم از سخنرانی و حالا میرسیم به شعرهای کوتاه و جمله های زیبا نمی دانم چرا ماانسانها عادت داریم آبی وسیع آسمان را رها کنیم و جذب آبی کوچک چشمانی شویم که عمقی ندارد و می دانیم روزی بسته خواهد شد آرزویم این است ... نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد . . . نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد..... هی فلانی.... می دانی؟... می گویند رسم زندگی چنین است!!!!!!! می آیند....... می مانند....... عادتت می دهند....... و می روند....... و تو در خود می مانی....... و تو تنها می مانی....... راستی نگفتی؟ رسم تو نیز چنین است؟ مثل همه ی فلانی ها عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار... عشق یعنی یک تمنا , یک نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او . عشق یعنی ماتحب از یک نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق یعنی عطر خجلت ،شور عشق گرمی دست تو در آغوش عشق. عشق یعنی "بی تو هرگز ...پس بمان " تا سحر از عاشقی با او بخوان . عشق یعنی هر چه داری نیم کن از برایش قلب خود تقدیم کن
|