|
شعری از زینب آذربادگان سبک شعری : سپید ۳ سال است شعر می سراید شعری با نام عروسک ----------------------------------------------------- ای عروسک تنهای نیمسوخته نیمهی پیدای آتشگرفتهات را در این قاب میریزم نیمهی گمشدهی بیکست را در این قلب میسازم ای عروسک تنهای نیمسوخته گمشده میان خاک و آوار خانههای سرد بیکسی تن تو تبلور کودکی خفته در آغوش مرگ پری کوچک زمین است و آن مُهر سکوت لبهای همیشه بستهات از فریاد مغزهای خالی آن لبهای بیسکوتِِ عروسک خیمه شببازی شهر تاریکی است که در آن چشمهای خوابزدهی تماشا رقص کلمات مرگ روی صحنهی خونین و خالی جنگ را دیدند و پرده بر بدنهای بیجان انسان و احساس کشیدند ای عروسک تنهای نیمسوخته تکه تکه در هجوم رودخانهی خون و دریای جسد چشمهای خالی تو آینهی ضجهها و اشکهای بیجواب زیرآوار است و آن نیمهی سوختهی سیاه گمشدهات نیمهی گمشدهی سوختهی انسانیت و عشق ِِِِِِ عروسکهای بافته با نفرت و خشم سرزمین بیرؤیاست که در آن همهی دستهای بیرنگ جستجو برای ساخته شدن رؤیاهای حبابی، قلب و فکر را فروختند و برای کشتن رؤیاهای عروس نشده، بمب و اسلحه را ساختند ای عروسک تنهای نیمسوخته نیمهی پیدای آتشگرفتهات را در این قاب میریزم نیمهی گمشدهی بیکست را در این قلب میسازم
|