|
با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز ، جمعه که می رسید ، در صفر عاشقی ، دل های هزاران عاشق مشتاقانه به سوی مشرق مینگرد ، تا شاید در این صباح ، ظهور کند ، آنکه روشنی دلهاست و امید بی کسان ، ای طلایه دار صلح و محبت ، به انتظارت نشستیم تا شاید این جمعه ، آخرین جمعه ی بی تو باشد ، آخرین لحظات بی تو ماندن را سر کنیم ، آخرین منجی ، بیا تا بار دیگر ، حکومت عدالت پیشه علی ، و پربرکت محمد را در این زمین بگسترانی ، که تو ، امید آخرین ما هستی ، مهدی جان ، خدا کند که بیایی ... خدا کند که بیایی ... کجای شهر غریبی؟ کجای شهر جدایی؟ در این خیانت پنهان ، تویی امید رهایی نمانده نای محبت ، نمانده آهی و نایی نو جوششی نه خروشی، نمانده بانگ و صلایی نه قصه گو و نه قصه ، نه گوش قصه شناسی فقط سرای دورنگی ، نه عاشقی نه وفایی نمانده نای سرودن ، برای بلبل تنها نه شبنمی و نه باغی ، نه سوزی و نه نوایی تو نرگسی که جهان را ، به عطر پاک محمد بسازی ای که ساسر ، امید آخر مایی به ان زمان که غلامی ، چو پادشه بنماید به آن زمان که خدایی ، بُود نشان خدایی به حق منتظرانت ، به اشک بی تو یتیمی خدا کند که بیایی !!! خدا کند که بیایی !!! خوب اینم از آپ امروز و در آخر بدانید که امروز اولین روز بقیه ی عمر شماست در پناه خدا باشید زیر سایه ی مولا علی یا حق
|