|
با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز وبلاگ ، با عرض معذرت از چند روزی که نبودم ،ولی خوب فاطمه خانم هوای وبلاگ رو داشتن که همین جا ازشون تشکر میکنم ، خوب امروز یه شعر براتون دارم با عنوان تندیس مرگ که امیدوارم خوشتون بیاد ، خوب سخن رو کوتاه میکنم و می رسیم به شعر امروز تندیس مرگ 
تندیس غروز ماست ، این ریشه ی مرگ زندان زمین نکو ، ز اندیشه ی مرگ کاش از پی این درد ، بخواند ما را یک مرده اضافه ، اندر این بیشه ی مرگ ما را همه فکر است ، فقط حیله و مکر وان داد عدالت است ، این پیشه ی مرگ یار است مرا تیشه به کوهی ز غرور وان ذلت جان به مرگ ، شد تیشه ی مرگ بر شیشه ی عمر ماست ، یک رو به جمال وان روی دگر چه شاد ، چون شیشه ی مرگ بازار فروش این زمان ، نفرت و خشم زیبایی جنت است ، در گیشه ی مرگ عارض تنوان بر این جفا ، سوختنی تندیس غرور ماست ، این ریشه ی مرگ 
خوب دوستان عزیز اینم از آپ امروز که امیدوارم خوشتون آمده باشه و در آخر هم بدانید که امروز اولین روز بقیه ی عمر شماست ، پس قدرش رو بیشتر بدونین در پناه خدا باشی زیر سایه ی مولا علی یا حق
|