|
آدم ها می آیند و میروند کودکان بزرگ می شوند جوانان مرد می شوند مردان پیر میشوند و این قصه تا ابد ادامه خواهد داشت اما آیا این قصه را شنیده ای که می گفت : گفتی به پیری برم توبه کنم بسیار جوان مرد و یکی پیر نشد از مردن آدمی زمین سیر نشد چه قدر تا بحال برگشتیم و به گذشته نگاه کردیم اینکه چه کردیم و چه نکردیم یا اصلا چی کار میخوایم انجام بدیم . زمان مثل برق داره میگذره و ما داریم فقط تماشا میکنیم ، اینجا قصه ها زود تموم میشه توی این شهر کاغذی کاغذ ها با یه بارون پاره پاره میشن و ب گذر زمان خط ها ناپدید اما چرا میگن آدمیت هیچ وقت نمیمیره؟ ما آدما همیشه با خاطراتمون زنده هستیم ، چه خوب و چه بد همیشه با ما هستن و اون خاطره هاست که ما رو در یاد ها زنده نگه میداره ، فردا که از این دنیا رفتیم مردم با خودشون نمیگن چه لباسهایی پوشیده بود و چه موهایی داشت میگن یادش بخیر فلانی آدمی بود که آدم بود انسان بود و خوب بود . هیچ وقت برای شروع دیر نیست ، همیشه راه برای پیشرفت باز هست ، ثانیه ها ارزش دارن وقتی در زیر سایه ی مرگ قرار داشته باشی چه بسا که قرار داری ، سعی کن تا میتونی از خودت خاطرات خوب بجا بزاری تا بد ، اینطوری اگه یه روزی هم رفتی میدونی که تو دنیا مردمانی هستن که از تو به نیکی یاد میکنن شاد باشید و در پناه خدا سید ایمان دوستی موسوی
|