[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

سیب زمینی ها
سیب زمینی ها عاشق می شوند
شاعری با تفکری بزرگ

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز ، در هفته ی گذشته خبر هایی مبنی بر فوت شاعره ی نامی کشور خانم سیمین بهبهانی در اینترنت پخش شد و خوب اونایی که اهل شعر و ادبیات بودن مطمئنا ناراحت و غمگین شدند و خوب به فاصله ی زمانی 48 ساعت این خبر توسط خود خانم سیمین بهبهانی تکذیب شد ، واسه همین با خودم گفتم چرا ما باید حتما کسی از دنیا بره تا به یادش بیوفتیم ، امروز زندگی نامه ی خانم سیمین بهبهانی به همراه چند تا از شعر هاشونو براتون میزارم و در انتها هم چند جمله ی قشنگ و کوتاه و شعر و امیدوارم خوشتون بیاد ، در انتها از شما در خواست دارم که با نظراتتون منو در هرچه بهتر شدن این وبلاگ یاری کنید ....

 

زندگی نامه :

غزلسرای بی همتا معاصر، سیمین بهبهانی به سال 1306 از دو شخصیت فرهنگی، فخر عظما ارغون و عباس خلیلی چشم به روی زندگی گشود و هنوز به 2 سالگی نرسیده بود که پس از مرگ پدربزرگش، بین پدر و مادرش جدایی افتاد و سه ساله بود که مادرش همسر دیگری برگزید و از آن به بعد فخر عادل خلعتبری نامیده می شد، پدرش نیز بی همسر نماند و او نیز به زودی زن دیگری را به عقد خود در آورد.
ذوق ادبی سیمین شاید میراثی دو سویه از پدر و مادر باشد، پدرش عباس خلیلی نویسنده ده ها جلد رمان و کتاب تحقیقی و تاریخی و از نخستین کسانی بود که نوشتن را به شیوه رمان آغاز کرد که ((روزگار سیاه)) و ((اسرار شب)) از جمله رمان های او و ((تاریخ کوروش)) در دو جلد از تالیفات تحقیقی و ((پرتو اسلام)) در 2 جلد و ((تاریخ کامل ابن اثیر)) در 14 جلد از ترجمه های اوست. و دوره روزنامه های پر خواننده اقدام، که نسخه های آن در کتابخانه های ایران موجود است و یاد سرمقاله های تند و پر تحرک آن نیز در ذهن بسیاری از هموطنان سالدیده هنوز زنده است. مادرش فخر عظما ارغنون نیز زنی بود نمونه شگفتی های روزگار خویش، در دوره ای که هنوز خواندن و نوشتن برای زن گناه به شمار می رفت از بسیاری از دانش های خاص مردان بهره کافی گرفته بود. ادبیات فارسی، فقه و اصول، زبان عربی، هیئت و فلسفه و منطق و تاریخ و جغرافی را به خوبی می دانست و نزد استادان وقت که آموزگاران دو برادرش نیز بودند، فرا آموخته بود. زبان فرانسه را از کودکی از یک بانوی سوییسی که معلم سرخانه او بود یاد گرفته بود و چون در خانواده مرفهی به دنیا آمده بود از تمامی امکانتا آموزشی و پرورشی بهره مند بود. بدین سان پس از جدایی از همسر و مرگ پدر و مادر با اندوخته های خود قدم به اجتماع گذاشت و به تدریس زبان فارسی در دو مدرسه دخترانه موجود آن زمان پرداخت. او از موسیقی اطلاع کافی داشت، شعر می سرود، تار را خوب می نواخت و با عضویت در انجمن های زنانه برای احقاق حقوق اجتماعی زنان مبارزه می کرد.
با این ویژگی ها سیمین در محیطی پرورش یافت که هرگز از شعر و شور و فعالیت خالی نبود. او از 12 سالگی زبان به شعر گشود و در 14 سالگی یکی از سروده های خود را در مدرسه خواند و با تشویق آموزگار خود روبرو شد. مادرش نخستین غزل او را برای روزنامه نوبهار که به مدیریت ملک الشعرای بهار و همکاری دامادش یزدان بخش قهرمان منتشر شد فرستاد که با مطلع:
((ای توده گرسنه ی نالان چه می کنی _ ای
ملت فقیر و پریشان چه می کنی)) به چاپ رسید.
او که دوشیزه ای باهوش و مستعد بود دوران متوسطه را در 4 سال و هر سال 2 کلاس یکی به سر می برد و پیش از آنکه دیپلم دوره دبیرستان را بگیرد وارد مدرسه ی مامایی شد ولی چون اولیاء آموزشگاه از خبر فعالیتش در سازمان جوانان حزب توده خبر داشتند، همچنین می دانستند که گاه چیزی می نویسد یا شعری می سراید، به او بدبین بودند. تازه سال دوم مدرسه را شروع کرده بود که گزارش انتقادی و بی امضاء درباره اوضاع نا به هنجار مدرسه در یکی از روزنامه های آن زمان منتشر شد که سخت رئیس آموزشگاه را خشمگین کرد و نوشتن آن را به سیمین نسبت دادند، حال آنکه هیچگاه نفهمید نویسنده آن نامه چه کسی بوده است! این ماجرا، به نبرد تن به تن سیمین با رئیس آموزشگاه و اخراج او از آنجا منجر شد و جنجال آن به روزنامه ها کشید و از همان تاریخ شخصیت جسور و مبارز او را به اطرافیانش نمود. اگرچه این واقعه باعث ترک تحصیل او دگرگون شدن سرنوشتش شد و او سخت آزرده بود ترجیح داد که همسری نخستین خواستگار خود را بعد از آن ماجرا بپذیرد.بدین ترتیب در ظرف یکی دو ماه به همسری حسن بهبهانی در آمد. پیوندی ناهمگون که او را از 17 سالگی دچار غم سنگینی کرد که هفته ها و ماه ها با او ماند و حتی با تولد سه فرزندی هم که یکی پس از دیگری به دنیا آمدند کاستی نگرفت که هیچ بلکه شدیدتر هم شد. همسر او از خانواده محترمی بود، تحصیلات کافی داشت، اما نگرش آن دو به زندگی از دو زاویه متفاوت بود اما با این همه سیمین را از ادامه تحصیل باز نداشت و مانع سرودنش نشد. او در خانه شوهر دیپلم گرفت و در کنکور چند دانشگاه شرکت کرد و به دانشگاه حقوق راه یافت و توانست تحصیلاتش را ادامه بدهد. اما زندگی مشترک انها پس از 20 سال خاتمه یافت و آنها با متانت تمام راهشان را از یکدیگر جدا کردند. سیمین پس از مدتی همسر دیگری برگزید به نام منوچهر کوشیار، که او را بسیار دوست داشت و با توافق کامل 14 سال از عمر خود را در کنار آن مرد همراه گذراند. مردی که در دانشگاه حقوق با او آشنا شده، در کنار او دوران دانشکده را به پایان رسانده بود، اما او را هم سرانجام از دست داد و مرد همراه در سال 1363 با حمله قلبی از پای در آمد. با مرگ او که فاجعه بزرگی بود سیمین خود را با تنهایی باز گذاشت و از آن پس زندگی در کنار پسرش را ادامه داد. پسری که بهترین دوست،مشاور، همیار و همراه اوست و در تمامی سالهای تنهایی، نزدیک ترین همراه او بوده است.
با اینکه سیمین بهبهانی تحصیلاتش را در رشته حقوق قضایی به پایان رسانید، اما در خاتمه تحصیلات به تدریس ادبیات روی آورد و سال هایی از عمر را به تدریس گذراند و تنها سرگرمی او سرودن شعر و مطالعه و گه گاه نیز سفر به داخل ایران و خارج است و در میان مردم ادب پرور و شعردوست از محبوبیت بسیاری برخوردار است. شیوه کار شعری سیمین بهبهانی بیشتر در حوزه غزل است. و او با غزل و دو بیتی های نیمایی آغاز به سرودن کرد و از همان روزهای نخست شعرش بازتابی از محیط و اوضاع اجتماعی بوده، اگرچه هرگز از عواطف درونی و شخصی فارغ نمانده است و آن چه را که هم بازتاب اوضاع اجتماعی می نامیم در واقع بازتاب واکنش های عاطفی و خصوصی او در برابر محیط جامعه ای است که در آن می زیسته است و اشعارش در بیشتر موارد ناخواسته رنگ اجتماعی و سیاسی دارد و متاثر و برانگیخته از جهان برون و کمتر از جهان درون است.
او از 20 سال پیش به ایجاد تغییراتی در اوزان غزل دست زد و کوشید از پاره های طبیعی کلام که در حال محاوره بی وزن به نظر می رسند در غزل استفاده کند و با تکرار و ادامه ضرب پاره نخستین، وزن تازه ای را به وجود بیاورد که هم اوزان گذشته را تداعی کند و هم مضامین و واژه های خاص اوزان گذشته لازمه ظرفیت آن نباشد. به این ترتیب ظرفی نو، آماده پذیرش محتوایی نو را ایجاد کرد که در شکا بندی غزل گذشتگان را حفظ کرده است اما ظرفیت و محتوای تازه ای را به وجود آورده است. این ابداع سیمین بهبهانی در میان جوانان پیروان بسیاری به دست آورد و سبب ادامه قالب کهنه غزل در شعر معاصر شد. آثار این بانوی فرزانه که عمری را به خدمت به شعر و ادب ایران گذراند و از مفاخر ادب معاصر است، از سال 1330 به صورت دفاتر مختلف در دسترس دوستاران شعر قرار گرفته است که به ترتیب:((سه تار شکسته)) 1330 مجموعه شعر و داستان، ((جای پا)) 1335 ،((چلچراغ)) 1336،((مرمر)) 1342 ، به چاپ چهارم این اثر 19 غزل افزوده و جانشین کاسته ها شده است، ((رستاخیز)) 1352 ،((خطی از سرعت و آتش)) 1360 ،((در دشت ارژن)) 1362 ،((گزینه اشعار)) 1368 ،((درباره هنر و ادبیات _ گفتگویی با ناصر حریری))، همراه با مصاحله حمید مصدق،((آن مرد، مرد همراهم)) 1361 ،((با قلب خود چه خریدم)) سخن، 1372 ((یاد بعضی نفرات)) نشر البرز، 1378 و ((یکی مثلا این که...)) نشر البرز، 1379 نام دارند. درباره شخصیت فرهنگی و آثار سیمین بهبهانی چندین کتاب به زبان فارسی، انگلیسی و .. به نوشته در آمده ئ مقالات بسیاری در این زمینه در نشریات داخل و خارج انتشار یافته است.

 

شعری در مورد زنان با نام لاف کمتر بزن

 

لاف ز برتری کم زن،                               سنگ برابرت هستیم
تیر به ما چه می باری؟                          نیمه دیگرت هستیم
خالق این جهان ما را                              واسطه کرد در خلقت
حرمت ما نگه می دار                              خالق و مادرت هستیم
نظم جهان فردا را                                   همت و همدلی باید
دست به دست ما بسپار ،                      یار دلاورت هستیم
عزت و امن و آسایش                               جمله ز لطف ما داری
از دل خود اگر پرسی ،                            همدل و همسرت هستیم.
حق طلبان همراهیم ،                            زنده و شاد و برپاییم
گام بزن، بیا با ما:                                  ما همه یاورت هستیم .
حق حیات کامل تر ،                               گرچه به کام شیر اندر
مطلب ماست، باور کن ،                         طالب باورت هستیم.                

 شعر دیگر با نام ای عشق دیر آمده ای

 

هنگام ناشناس دلی
 دارم بگو ، بگو چه کنم ؟
 پرهیز عاشقی نکند
پروای آبرو چه کنم ؟
 این ساز پر شکایت من
 یک لحظه بی زبان نشود
 ای خفتگان ، درین دل شب ، با ناله های او چه کنم ؟
 گوید که وقت دیدن او دست تو باد و دامن او
 گویم که می کشد ز کفم
 با آن ستیزه جو چه کنم ؟
 گرید چنین خموش ممان
 از عمق جان برآر فغان
گویم که گوش کرده گران
 بیهوده های و هو چه کنم ؟
 جوشیده و گذشته ز سر
 صهبای این سبو ، چه کنم ؟
 معشوق کور باطن من
پروای رنجشم نکند
من نرم تر ز برگ گلم
با این درشت خو چه کنم ؟
ای عشق ، دیر آمده ای
از فقر خویشتن خجلم
 در خانه نیست ما حضری
بیهوده جست و جو چه کنم ؟

 

و شعر معروف خانم بهبهانی با نام دوباره می سازمت وطن

 

دوباره میسازمت وطن!اگر چه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو میزنم،اگرچه با استخوان خویش

دوباره میبویم از توگل،به میل نسل جوان تو

دوباره میشویم از تو خون،به سیل اشک روان خویش

دوباره یک روز روشنا،سیاهی از خانه میرود

به شعر خود رنگ میزنم،ز آبی اسمان خویش

اگر چه صد سال مرده ام،به گور خود خواهم ایستاد

که بر درم قلب اهرمن،زنعره ی آنچنان خویش

اگرچه پیرم ولی هنوز،مجال تعلیم اگر بود

جوانی آغاز میکنم،کنار نوباوگان خویش

هنوزدر سینه آتشی،به جاست کز تاب شعله اش

گمان ندارم به کاهشی،زگرمی دودمان خویش

دوباره میبخشیم توان،اگرچه شعرم به خون نشست

دوباره میسازمت به جان،اگرچه بیش از توان خویش

 

منبع : سایت آوای آزاد ، سایت هیچکی ، سایت ایران مقدس

 

خوب اینم از شعر های امروز و حالا میرسیم به جمله های زیبا و شعر های قشنگ

 

گرفته از این روزها ، دلم تنگ است              میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است

مرا گشایش چندین دریچه کافی نیست       هزار عرصه برای پریدنم تنگ است

چگونه سر کند اینجا ترانه خود را                  دلی که با تپش عشق او هماهنگ است

هزار چشمه فریاد در دلم جوشید                چگونه راه بجوید که روبرو سنگ است

 

اگر بر غیر من غیری گزیند دوست حاکم اوست/ حرامم باد اگر من جان بجای دوست بگزینم

 

کاش خوبان همه از عاشق خود جان طلبند * تا به هر بوالهوسی عاشقی آسان نشود

 

 وقتی به حالت رویا و بیداری با دقت توجه می کنم , هیچ کیفیت منحصر بفردی نمی یابم که با قطعیت آن دو حالت را از هم متمایز کند چطور می توان مطمئن بود که زندگی رویا نبوده است ؟ ---- دکارت

 

خوب اینم از مطالب امروز و در آخر بدانید امروز اولین روز بقیه ی عمر شماست

در پناه خدا باشید

زیر سایه ی مولا علی

یاحق

 


نوشته شده توسط سید ایمان دوستی موسوی | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


منوی اصلی


پیوند ها


آرشیو


بخش ها


نویسندگان


آمار

بازدید امروز : 44
بازدید دیروز : 115 ‍
بازدید این ماه : 45
بازدید امسال : 13739
بازدید کل : 19973
تعداد پست ها : 103
تعداد لینک های لینکستان : 10
تعداد نظر سنجی های وبلاگ : 1