[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

سیب زمینی ها
سیب زمینی ها عاشق می شوند
ابر های نقره فام

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان همیشه سبز وبلاگ ، امید است که خوب و خوش باشین و همیشه پایدار ، ببخشید یه خورده دیر شد نیست به آپ قبلی خوب یه متن کوتاه براتون میزارم و یه شعر از خودم و خوب مثل اینکه آقا ایمان تصمیم دارن جملات کوتاه هم داشته باشن منم چند تا جمله ی کوتا هم براتون میزارم

 

اول متن کوتاه

 

سایه ی ماه نقره فام در پس ابر های سیاه دگر زمین را نوازش نخواهند کرد ... از بس که بهر ، روی از همه برتاقت ، امید به ماه بستیم و اکنون ...سپهی غبار آلود انوارش را مهار می نماید ...ای امواج دریا بخروشید ... ای هزاران عشق بانگ دادخواهی برآورید ... ای گل های لاله پرپر شوید ... مگذارید ناکسان ، اندک سرمایه تان را از نور به تاراج برند ، ای سروهای خمیده قیام کنید که وقت قیام است ... آن هنگام که ابرهای پلید مژده ی باران می دادند آیا آگاه نبودید که تنها ارمغانشان برایتان ظلماتی بی انتهاست ؟ اکنون دل به باد صبا بندید تا بیاید و آسمان را از لوث وجودشان پاک نمیاد ... آمین

 

خوب اینم شعر تقدیم به همه ی دوستان عزیز

 

در خراب آباد تاریخ

در کوچه ی خزان برگ شده ی آزادی

درختی خشکیده هنوز استوار است

پیکرش تکیده است ، تکیده

شیره ی حساتش خشکیده ، خشکیده

تو گویی شاخه های فرتوتش هرگز

رنگی ز طراوت نداشته

نزدیک تر شو

آری ، نزدیک و نزدیک تر

توانی دید یادگاری های عابرین زمان را

که چون یارانی وفادار ، پیکر نحیف او را در بر گرفته اند

نیستند چون برگ های فراموش کار

که با اندک تازیانه های خشمگینانه باد

آن پیشه اش نفاق ، نفسش سرد

چون کینه توزانی که اندر این جهان پر رنگ و لعاب

میکنند جدا با مکر و ریا

عاشقان را ز یکدیگر جدا

چنین میکنند

مام خویش را رها میسازند

آری ، نیستند چون آن نامردمان

داشتم میگفتم ...

هر کدام از عابران ، در هربه ای از زمان

وقتی قدم به راه نهادند

جز تک درخت خشکیده ، در انتهای آن

دیده شان چیزی نیست

قلبشان بفشرده شد

کس جز صدای آه ، چیزی نشنید ...

دستشان پیش برفت

شرح خود را بنوشته و برفتند

و دگر کسی جز آن یادگاری

چیزی از آنان ، در آن کوچه ندید

 

خوب اینم شعر و حالا می رسیم به جملات قشنگ

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه همیشه جرات و قدرت لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند در مسیر موافق آب شنا کند ( دکتر علی شریعتی )

 

پایان عشق واقعی هرگز گریه نخواهد بود ، چون عشق واقعی هیچ گاه پایان نخواهد داشت

 

یا سخنی داشته باش دل پذیر یا دلی داشته باش سخن پذیر

 

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشته اند ، حیف من زاده ی امروزم ، خدایا جهنمت فرداست ، پس چرا امروز می سوزم

 

و در آخر اینکه همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسید یادش نره ریشه اش کجاست

 

شاد و سربلند و خوش و خرم و سبز باشین

تا یه آپ دیگه که امیدوارم فاصله ی زمانی اش کوتاه باشه

به امید دیدار


نوشته شده توسط ساناز خیراندیش | نظرات [1] | لینک به این مطلب |


منوی اصلی


پیوند ها


آرشیو


بخش ها


نویسندگان


آمار

بازدید امروز : 26
بازدید دیروز : 115 ‍
بازدید این ماه : 26
بازدید امسال : 13720
بازدید کل : 19955
تعداد پست ها : 103
تعداد لینک های لینکستان : 10
تعداد نظر سنجی های وبلاگ : 1