[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

سیب زمینی ها
سیب زمینی ها عاشق می شوند
بدون عنوان

سلام به همه ی دوستان عزیز

 از اینکه به وبلاگ من سر میزنید خوشحالم و اگر نظرتون رو در مورد وبلاگم بنویسید ممنون میشم

خوب با یه داستان دو تا شعر تقدیم میکنم

من یه دوستی دارم که میشه گفت جزو بهترین دوستان من هستن ، ایشون چند کلمه به من دادن و از من خواستن با این کلمات یه شعر نو و یه غزل بگم من هم با استفاده از این کلمات یه شعر نو و غزل گفتم شاید این کلمات خیلی خنده دار باشه ولی خوب شعر های جالبی شد این مقدمه رو هم گفتم که شعر ها رو با روحیه ای شاد تر بخونین گرچه اول کلمات رو براتون مینویسم

پنس ، لاو ترکاندن ، کمد ، لوستر ، آیس پک ، اتود ، میز تحریر ، و چند کلمه ی دیگر

اول شعر کهن یا همون غزل خودم

به قول مردمان آیس پک در جمله سازی ها

بترکانیم لاوی همچو این عشق مجازی ها

بدون لوستر خانه دگر آواره می باشد

بدون اسپری یا عطر این دنیا و بازی ها

در این دنیای ماشینی در این تکرار ساعت ها

کجا رفتند سعدی ها کجا گشتند رازی ها

مثال پنس ها بسته به چوب میز تحیرش

نویسد با اتود جنگ و غرور کذب نازی ها

کجا قوم است ایرانی در این رنگین کمان قومی

به لر یا ارمنی افغان نژاد کرد تازی ها

بدون سوخت ماشین ها مثال تکه ای آهن

کجا داری تو بنزینی بخر ماشین گازی ها

نوشته از زمان عارض به تکرار زبان خویش

به قول مردمان آیس پک در جمله سازی ها

خوب این که غزل و این هم شعر نو

بهار می آید
امید مظلومانه زیر دنیای کامپیوتر جان میبازد
اشک ها جاری میشود
کودکی که در کنار لوستر فورشی آدامس می فروشد
بچه ای که از کمدی کهنه آتش میسازد
تا گرم کند خواهر خویش را در کوچه های این شهر مخوف
و ان بالا ها
نشسته پشت میز تحریر چوبی
نفاشی میکند دختری مو طلایی
از برج های بزرگ
آرزوهای رنگارنگ
دخترک نشسته در کنار آتش
نه پنسی که موهای ژولیده اش را کنار بزند
تا از زیر نگاه معصومانه اش اشک یتیمی نمایان شود
اما دخترک پشت میز دوست دارد بزرگ شود
تا مثال خواهر خود
در آیس پک لاو بترکاند
عطر و اسپری بخرد
صورت را زیبا کند
تا دلخواه گرگ های زمانه شود
اما
آن سوی شهر تاریک
کودک کنار آتش آرزویی ندارد
او برادر خویش را چون مرد میداند
دست گرم برادر را به دست نامحرم نمیفروشد
خنده ی برادر را به خنده ی مردمان بالاها نمید هد
زندگی برای او
همچون این آتش گذراست
خاطره ها را دوست دارد
خاطره دختر بالای شهر را دوست ندارد
زندگی را دوست دارد
زندگی بالایی ها را دوست ندارد
روزگاری که این دو دختر
در سایه های این شهر
از کنار یکدیگر گذشته اند
بیاد آوردم مثال دارا و سارا را
که ما آدمیم هنوز
اما
انسانیت جر کلمه ای تو خالی بیش نیست

موفق باشید شاد و پیروز

یا علی


نوشته شده توسط سید ایمان دوستی موسوی | نظرات [1] | لینک به این مطلب |


منوی اصلی


پیوند ها


آرشیو


بخش ها


نویسندگان


آمار

بازدید امروز : 25
بازدید دیروز : 115 ‍
بازدید این ماه : 25
بازدید امسال : 13719
بازدید کل : 19954
تعداد پست ها : 103
تعداد لینک های لینکستان : 10
تعداد نظر سنجی های وبلاگ : 1